تبليغاتX
ساعت 13

توسعه و دموكراسي

 

عيسي مسيح

 پرسش از وضعیت توسعه و دموكراسي در كشورهاي مختلف، بويژه كشورهاي كه براي گذار به دموكراسي هزينه هاي سنگيني مي پردازند از پرسشهاي اساسي است. پرسشي را كه مشخصا دراين جا مي توان مطرح كرد اين است كه ميان توسعه ودموكراسي چه رابطه اي وجود دارد؟ اين پرسش يك پرسش كلان وجدي است كه نيازمند پژوهش وتحقيق جدي نيز مي باشد ولي آنچه كه در اين جا مي توان مطرح كرد در حديك طرح مسئله است . بسياري براين باورند كه ميان توسعه ودموكراسي يك رابطه سيستماتيك برقرار است . تاجائيكه شرط توسعه را يك حكومت دموكراتيك خوب مي دانند. يكي از تئوري پردازان گنمام ، آدريان لفت ويج ، براين باور است كه براي توسعه حكومت اهميت ندارد ، آنچه اهميت دارد نوع دولت است . دولت را سياست ايجاد مي كند . بنابراين آنچه اهميت دارد سياست است . نكته جالب توجه اين است كه وي از سياست نيز يك تعريف ويژه دارد . سياست مجموعه اي از فرايند هاي آگاهانه براي حل تفاوتهاست . اين تعريف روشن مي كند كه هرگونه توسعه لاجرم يك مسئله سياسي است تا مديريتي يا اجرايي. اين باورجديد بسياري از نظريات چپ وراستي راكه از قرن نوزدهم به اين سو در باره تحول وتوسعه رواج داشته اند را از سكه انداخت. بويژه نظريات نوسازي را كه دموكراسي را پيامد توسعه مي خوانند تا علت آن.چون اين نگاه باچشم انداز تك خطي به مسئله توجه دارند كه حكومتهاي غيردموكراتيك جاي خود را به حكومتهاي دموكراتيك مي دهند. به نظرمي رسد كه اين نگاه يك نگاه ساده انگاري درباب سياست است  كه چندان توجه جدي به آن صورت نگرفته است .واقعيت اين است كه با امرونهي نمي توان حاكميت شايسته ودموكراسي را بوجود آورد. حاكميت شايسته ودموكراسي قطعاتي نيست كه بصورت مونتاژي هريك از آنها را درمراحل مختلف در هرجاي از جامعه وارد كرد. برعكس هم حاكميت شايسته وهم دموكراسي  به توانايي دولت بستگي دارد. توانايي دولت خود تابعي از سياست است وعزم دولت براي دست يابي به توسعه .دقيقا به همين دليل نمي توان فرايند توسعه را تنها با نظام آرماني حاكميت شايسته كه از سياست تهي است به حركت در آورد. چون دموكراسي وحاكميت شايسته متغيروابسته اي هستند كه زايده سياستهاي ويژه اي هستند كه تنها دركشوري يافت مي شود كه آنهارا ايجاد كرده باشند. تازمانيكه اين كشورها خود سياست خود را تغيرندهند پافشاري برحاكميت شايسته ودموكراسي كار عبث وبهوده اي بيش نخواهدبود. وحتي آشوب هاي ناشي از پافشاري پيامدهاي نا گواري به ضد توسعه خواهد بود.بنا براين . اين پرسش كه دموكراسي پيش شرط توسعه است يانه  سوال احمقانه اي است . وسخن گفتن از دموكراسي هاي هدايت شده در هاله اي ابهام فرو خواهد رفت. بنابراين درمطالعه توسعه علاوه برحاكميت بايد به سياست نيز توجه كرد وآنچه اهميت دارد اين است كه براي تحقق دموكراسي ، حاكميت شايسته چه سياستهاي را بايد تجويز كرد؟ براي درك روابط بسيار پيچيده دموكراسي وتوسعه درجوامع بايد ابتدا به ارتباط نزديك سياست با اين جنبه ها توجه كرد. چيزي كه همه از آن غافل هستند.

!! نوشته شده توسط عيسي مسيح | 16:3 | دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 •

RSS