سایتِ جمهوریِ سکوت کارش را آغاز کرد

گذشته ای ناپیدایی ستمدیگانی را که هرگز روايت نشده چگونه ميتوان به دست آورد؟ پاسخ تقريبا روشن است: با سفر کردن به جمهوری سکوت. اگر ميخواهيم اربابِ آينده باشيم و اگر بر آنيم وراي اين وضعيتِ غير اخلاقي و دهشتناک گام بگذاريم، بايد آن قدر هنرمند باشيم که گذشتهي رخداده اما روايت نشده را در خلال سکوت دريابيم. هر انگشتي ميتواند شمعي باشد براي «گراميداشتِ گمشدگانِ تاريخ» و هر ناخن شعلهاي که ميتوان با آن «خرابآبادِ ستم[9]» را به آتش کشيد و هر کلمه «مسيحايي» که با دمِ حياتبخشش نسيم بهشتي حيات و حقيقت و جاودانگي را در جان ما مي وزد.

به جز بخش های اصلی، بخشی وجود دارد تحت عنوان «هرچه ميخواهد دلِ تنگت بگوی». هرچه ميخواهد دلِ تنگت بگوی، فضايِ تهي و ناب و در واقع «سكوتگاه» است براي نفسکشيدن و براي ترجمة هر آنچه از نظر شما سكوت معنا ميدهد به «صدا» و به «زبان». اين بخش نه از نظري موضوعي محدوديت دارد و نه از حيث روشي و متدولوژيک. از نظر موضوعي هر کس ميتواند، خاطره، تحليل، قطعاتِ ادبي، دوبيتي، قصههاي عاميانه، دلتنگيِ شان براي دوستان، براي خانواده، غمِ غربت، شور، هيجان، اطلاعاتِ علمي و «هرچه را دلِ تنگش ميخواهد» در اين بخش از «جمهوريِ سکوت» به يادگار بگذارند. هرچه ميخواهد دلِ تنگت بگوی» از آنِ همه است، صفحة خالي که شما ميتوانيد رد-نشانهاي «گذشته» را حک کنيد، «زبانِحال» تان را به «زبانِ قال» برگردانيد و يا تصويرِ «آينده» را به هر رنگ و هر طرح و مساحت و مسافتي که دلِ تان ميخواهد ترسيم نماييد. رواق منظر چشم ما ساکنان «ارض ملکوت سکوت» آشیانه شماست؛ کرم نموده آثار و دیدگاه های تان را به ما ارسال نمایید که جمهوری سکوت» خانة شماست.

